مکث-2
2)
زن
بور
بوریا
به تن
تنام
تن
تنفس
عبور یک مکث طولانی
از تنام
تندیس
زمان و زن
منام
و من
منکسر
در حراج زمین و زن
در چشم های مرکبی
مکث-1
1)
زنی هستم
سیاه پوش
از یک آن مکث زمان
قطعه ای مکان
در چارچوبی از سالیان
مدتی است
همراه آواز کلاغی
بر پنجرهای مشبک
مشجر
نقش شدهام
سرمه دان مادر عاقبت گم شد
می وزد
بر سرانگشتی که حلقه دارد
بر موهای آشفته در زیر مقنعه
ابروهای کشیده
از درون سرمه دان مادر
مادرم نبود که تهمت خورد؟
چه زود فراموش کردیم
در آتش رفت
اما باز نیامد
گناه با او بود
الهه ی سرگردانی
مرا حامله بود
و ایل به ایل
تفنگی سرپر
و انگشتی که حلقه نداشت
بر روی ماشه
آماده او بود
باز نگشت
آتش نکرد و
چه زود
همه چیز گر گرفت
موهایم
خاطراتم
سرمه دان مادرم
که عاقبت گم شد
و من
الهه ی سرگردان
و مادرم... .
1388
یک تکه سایه زیر ناخنم مانده است
بر ناخن هایم
حالا هی بگو
خراشی از آسمان مانده است
بی ابر
چرا ناخن می جوم
مگر این رودخانه
که
بر روی یکی از پله های پل خواجو
نشسته است
از همه ی این عابرانش
خجالت نمی کشد
خمیازه می کشد و
ناخن هایش را می جود و
بر آب می دهد
تمام صورتم
سرخ شده است
یک تکه سایه زیر ناخنم مانده است
حالا هی بگو
از همه ی این عابران
خجالت نمی کشی
دایم خمیازه می کشی
1388 - اصفهان
می بافم چهل گیسویم را در باد...آب
می بافم
چهل گیسویم را در باد...آب
پل شده ام
تا خواب
از خودم تا
مردان
عابران
که همیشه
با موهایم اندازه شان گرفته ام
می بافم
چهل گیسویم را در باد...آب
تا گاوخونی
فاصله ای نمانده است
حتی یک نفس
تاب دیگری نیست
تا دسته گلی بر آب دهم
چهل گیسویم را در باد...آب
اصفهان-1388
